مسعود کاظم اصلانی

متن مرتبط با «نگاه کن» در سایت مسعود کاظم اصلانی نوشته شده است

نگاه

  • نیلوبلاگ

    یک نفر می آید و تمام هستی ات را دگرگون میکند و تودر گیر نگاهی پرمهر ودر عین حال شیطنت آمیز کسی میشوی که گویی سالیان دراز است در فکر و جان تو ریشه دارد مثل خون مثل نفس و بی رحمانه تمام تورا به تاراج میبرد و تو در گوشه ای مینشینی و هر غروب افول خودت را نگاه میکنی نمی دانم شاید او، همان دخترک معصوم با چشمانی نافذ نسبت نزدکی با خورشید داشته باشد که با بودنش تمام وجود تورا گرم و بارفتنش گردی از سیاهی و سردی به روح روان تو میپاشد . و من نیمدانم ای کاش اینقدر شجاع بودم که بگویم از ان باشی...

    ادامه مطلب
  • جای مرا هم خالی کن

  • نیلوبلاگ

    جای مرا هم خالی کنکنار تمام لبخند هایتxa0تبسم هایتxa0بغض های بی دلیلتxa0دلتنگی های بی موقع اتxa0کنار تمام قدم زدنهای بی وقفه اتxa0آهنگهای غمگینتxa0خاطره ای شیرینتxa0بی خوابی های همیشگی اتxa0جای مرا هم خالی کنxa0کنار تمام نفس هایتxa0بگذار دنیام بوی تو را بگیردxa0بوی تنت راxa0بوی گیسوان نمناکت را بوی گندمزار راxa0مرا مران از سرزمینxa0جای مرا خالی کن در جغرافیایی به وسعت آغوشتxa0سرزمینی که به آن تعلق دارمxa0بگذار اگر مرگ مرا خواند در سرزمین خودم بمیرمxa0جای مرا خالی کن در سرزمین امن آغوشتxa0...

    ادامه مطلب